Showing posts with label حکمتها. Show all posts
Showing posts with label حکمتها. Show all posts
Wednesday, March 11, 2009
حکمت 3
معاشرِ خوب، کسی است که فرصتِ آلودهزيستن به آدم ندهد. حالا، به کسی که سعی در آلودهساختنِ آدم دارد، چه بايد گفت؟ نمیدانم! ذغالِ خوب؟!
حکمت 2
آدميزاد، خيلی زودتر از آنچه غالباً میپنداريم، شکل میگيرد. خُلقيّات، اگرنه زودتر، دستِکم همراه با آخرين مراحلِ رشدِ بدنی، شکل میگيرد. بنابر اين، هرگز اميدوار نباشيد که آدمی بعد از 17-16 سالگی، تغييرِ خُلقيّات و روحيّه بدهد. احمدِ پوده، همو که بوده!
حکمت 1
بعضی از شکلهایِ رفتاری، ريشه در شکلِ معيشتِ انسانها دارد، و اگر اين شکلِ معيشت، طولانی شده باشد، هرگز، حتّی با تغييرِ شکلِ معيشت نيز، دگرگون نمیشود؛ مگر رویِ تختهیِ مردهشورخانه!!
Tuesday, March 10, 2009
حکمتها
اين عبارات که بر آن نامِ «حکمت» مینهم، و به فالبِ «اندرز» ارائه میشود، بر يکعمر تجربه و تأمّل استوار است. اين را میدانم که در انسانِ ايرانی، اندرز بیفايده است. ايرانی، اصولاً اهلِ آموختن نيست. از خودش نمیآموزد؛ تا چه رسد به ديگری! امّا کلماتِ حکمت و اندرز، اين ويژگی را دارد که گاهی باعثِ تلنگر میشود؛ به کمکِ برجستهشدنِ تجربه، و تبديلِ آن به «دانستهیِ درونی» میآيد. همين و بس.
Subscribe to:
Posts (Atom)